شنبه 6 اسفند 1390 (هفته 30 بارداری)

عزیزم.... این لباسو خاله افسانه برات خریده که فکر کنم ایشالله توی پاییز سال بعد اندازه ات بشه عسلم....

این پلیور و کلاهی ام که میبینی کار دست مامانیته عزیزم..یعنی مامان بنده که برای نوهی خوشملش بافته ...وای خیلی نازه....تصور میکنم توی تن تو بره چه هولویی میشی عزیزم.....

اینم که کشوی کفشو جورابته که دیگه خدا بده برکت مامانی....

اینم ماشین سرکاره که خاله افسانه برای کادوی سیسمونیت خریده عسلم...چه شیطنتی بکنی روی این ماشینت عزیزم...پسر خاله راستینتم یکی عین همین داره ها....
تفاوت سنیتون میشه یه سال عزیزم...چه اتیشی بسوزونین با هم دیگه ...وای.....


این قمقمه ی آب و با این اسباب بازی پو رو خود بابایی برات خریده عسلم...خیلی خوشگلن....

این طابلوی خوشگلیم که می از طرف مدرسه رفته بودن مشهدو برای تو اینو با یه جوراب با عکس پو خوشگل برات کادو اورده عزیزم...خدا بده شانس مامانی.....

اینم که من خریدم برای اسباب بازیات عسیسم.....


شنبه 6 اسفند 1390 (هفته 30 بارداری)
